بازدید سایت خود را میلیونی کنید


» جملات و اصطلاحات کاربردی انگلیسی

جملات و اصطلاحات کاربردی انگلیسی

جملات و اصطلاحات انگلیسی - اصطلاحات کاربردی


Face the music

خربزه خوردن و پای لرزش نشستن


After failing a math exam, Tom had to go home and face the music

بعد از این که تام تو امتحان ریاضی رد شد باید میرفت خونه و عاقبت کار رو می دید ( پای لرزش مینشست)


I am sure that I will be in trouble but I'm ready to face the music.

من مطمئنم به مشکل بر میخورم ولی اماده عواقبش هستم.


چندر غاز پول

Chicken feed


The amount of money that I spent last night was chicken feed and I am not worried about it.

مقدار پولی که من دیشب خرج کردم خیلی کم بود و من نگرانش نیستم چندرغاز بیشتر نبود


That’s just birdseed compared to what I spend.  

در مقایسه با پولی که من خرج میکنم این چندرغاز بیشتر نیست


on the nose

دقیقا سر وقت


I want you there at noon on the nose.

میخوام همتون سر ظهر اونجا باشین


All three of them were at the appointed place right on the nose.

هر ستاشون دقیقا سر وقت سر محل تعیین شده بودن


ریزه میزه، کوچولو موچولو

teeny-weeny


It was just a teeny-weeny sin.

اون یه گناه کوچولو بود


Could you move just a teeny- weeny bit to the left

میتونی یه کوچولو بری اون ورتر سمت چپ؟


 In the bag

حتمی


Winning this game is in the bag. We're ahead by five goals.

برنده شدنمون تو این بازی حتمی هستش. ما پنج تا گل جلوییم


It's cloudy. Raining is in the bag.

هوا ابری هستش. بارش باران حتمی هستش


Take sb in

گول زدن، قالب کردن


I paid 1000$ for this computer, but it doesn't work. I think I've been taken in

برای این رایانه هزار دلار دادم ولی کار نمیکنه. فکر کنم بهم انداختن


This car is a lemon. You've been taken in.

این ماشین لگن رو بهت انداختن


take sth in

کوتاه کردن، تنگ کردن لباس


Would you please take in this shirt as mush as two inches

میشه لطفا این پیراهن رو 2 اینچ کوتاه تر کنید؟


It doesn't fit you. you should take it in.

این لباس اندازت نیست .باید کوتاهش کنی


Shoot a line

چاخان کردن، بلوف زدن


Stop shooting a line. You were never in the army, were you

بسه بابا چاخان نگو. تو کی تو ارتش بودی اخه؟


once in a blue moon = rarely

خیلی به ندرت


I do this only once in a blue moon.

من این کار رو خیلی به ندرت انجام میدم.


Once in a blue moon I have fish for dinner.

کم پیش میاد برای شام ماهی بخورم


Over my dead body

مگر این که از روی جنازه من رد بشی.


Get married and move to Arizona? Over my dead body!

میخوای ازدواج کنی بری آریزونا؟ مگر این که از روی جنازه من رد بشی


Uncle nab = a policeman

پلیس


 Uncle nab is coming. Look sharp!

پلیس داره میاد. حواستون باشه


Watch out for Uncle nab. He’s been asking about you.

مراقب افسر پلیس باشید. داشته درباره شما سوال می کرده.


الم شنگه به راه انداختن.در ملا عام ابرو ریزی کردن

Make a scene.


Mina, there's no need to make a scene here in the restaurant with everyone looking at us.

مینا نمیخواد اینجا تو رستوران ابروریزی کنی.همه دارن نگاه میکنن 


در خونشان هست، ارثی است

Run in the family


He and his dad have long noses. It runs in their family.

او و پدرش دماغ دراز دارن. این تو خانواده ارثیه


Laugh like a drain 

قاه قاه خندیدن



After I told him that joke he started laughing like drain.

بعد از این که اون جوک رو بهش گفتم شروع کرد به قاه قاه خندیدن


Salt sth away

پس انداز کردن، کنار گذاشتن


When you're young, it's good to salt part of your income away for your old age.

بهتره تا وقتی جوونی یه کم از درامد خودت رو برای دوران پیری پس انداز کنی


In so many words

صراحتا


Tom showed his love to Mary in so many words

تام عشق خودش رو به ماری صراحتا نشون داد

فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  المنت میله ای  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


تاسیسات شماسی، فروش پکیج بوتان شیراز 09177148335 تاسیسات شماسی، فروش پکیج بوتان شیراز 09177148335 مشاهده